این هفته در وب #۸ [ویژه وست‌ورلد]

خطر لو رفتن: اگر سریال وست‌ورلد رو ندیدین این پست ممکنه قسمت‌هایی از داستان رو براتون لو بده پس همین حالا این صفحه رو ببندین و برید سریال رو گیر بیارید و ببنید.

فصل اول سریال هفته‌ها پیش تموم شد ولی من تازه این هفته تمومش کردم، سریالی که بحث داغ این روزها یعنی روبات‌ها و هوش مصنوعی رو به دوره فیلم‌های وسترن و کابویی برده، سریال بازسازی یک فیلم با همین اسم هست که در سال ۱۹۷۳ ساخته شده.

چند قسمت اول سریال چیز زیادی براتون فاش نمیکنه و بیشتر به این میپردازه که آدم‌ها با پرداخت ۴۰ هزار دلار در روز و ورود به یک پارک رویایی دست به چه جنایت‌ها و وحشیگری‌هایی میزنن.

اما خط داستانی دیگه‌ای که تو سریال جریان داره مربوط به دست‌یابی به خودآگاهی هست، به نظر من هم از جهت میهمان‌ها که در سریال چرخش عجیب تبدیل شدن ویلیام به مرد سیاه پوش رو میبینیم، و هم از جهت میزبان‌ها که از ایده ذهن دو جایگاهی در فلسفه الهام گرفته و از طریق کدی که آرنولد در هسته میزبان‌ها قرار داده و بازی‌ هزارتویی که براشون طراحی کرده، ربات‌ها به هوشیاری و خودآگاهی دست پیدا میکنند. ایده ذهن دو جایگاهی در کتاب «خاستگاه آگاهی در فروپاشی ذهن دو جایگاهی» نوشته جولین جینز بیان شده.

اشاره‌های فلسفی زیادی در فیلم وجود داره که توضیحاتی در موردشون رو میتونید تو این ویدیو ببینید: راز فلسفی وست‌ورلد

بحث‌های زیادی در مورد وست‌ورلد جریان داره، از جایگاه خالق و مخلوق و بازی کردن نقش خدا، تا آگاهی و اخلاق که در متنی که در سایت ترجمان با عنوان سریال «وست‌ورلد»؛ دربارۀ خدا، آگاهی و اخلاق منتشر شده میتونید بیشتر در موردش بخونید.

همچنین سوژه قدیمی فیلم‌ها و سریال‌ها که به مسئولیت اخلاقی ما در قبال روبات‌ها میپردازه در این سریال مورد بحث قرار میگیره، در این مورد نوشته دیگری در ترجمان منتشر شده با عنوان ما در برابر روبات‌ها مسئولیت اخلاقیِ بیشتری داریم که پیشنهاد میکنم بخونید.

در آخر نمیشه به موسیقی زیبای سریال، ساخته‌ی رامین جوادی اشاره نکرد، پلی‌لیستی از موزیک‌های استفاده شده در سریال وست‌ورلد رو در اسپاتی‌فای گوش کنید.