با رئیس‌ بد کار نکنید

رئیس بد چیزی که در بازار امروز به وفور یافت میشه و ویژگی‌هایی داره که ممکنه در کوتاه مدت به ضرر شما نباشه ولی صد در صد در بلند مدت به شما ضربه خواهد زد.

یک رئیس بد همیشه از ضمیر «من» استفاده میکنه و هیچ وقت نمیگه «ما» مگر اینکه تشخیص بده به سود خودش هست، این موجود تمام موفقیت‌های یک پروژه رو با فروتنی کامل گردن میگیره و هیچ بهایی به اعضای تیمش نمیده.

یک رئیس بد همیشه از اعتبار اعضای تیمش استفاده میکنه تا خودش رو بزرگ و بزرگ‌تر کنه، اون حرف‌های شمارو کامل و با دقت گوش میده، نه بخاطر اینکه برای شما و نظراتتون ارزشی قائل باشه بلکه انقد باهوش هست که بدونه میتونه از حرف‌های شما برای بهتر و با سوادتر نشون دادن خودش در جلسه‌ها استفاده کنه. بنابراین تعجب نکنید اگر با این فرد در جلسه‌ای شرکت کردین و یک باره متوجه شدین که چقد حرف‌هایی که از دهن این فرد در میاد شبیه حرف‌های شماست و هیچ اشاره‌ای هم به شما نمیشه.

در مقابل یک رئیس بد هیچ اعتباری به اعضای تیمش نمیده، شما بعد از ۵ سال به خودتون میایید و میبینید که کار کردن با این فرد هیچ امتیازی به شما اضافه نکرده و با اینکه ممکنه تمام زحمات پروژه رو شما کشیده باشین ولی هیچ جایی اسمی از شما وجود نداره و کسی شمارو نمیشناسه.

یک رئیس بد همیشه برای مشکلات پیش اومده دنبال مقصر میگرده و کمتر پیش میاد که به فکر راه‌حل مسئله باشه، فقط دنبال آدم‌هایی میگرده که بگه این مشکل تقصیر تو بوده و خودش از زیر تمام خرابی‌ها شانه خالی کنه.

رئیس بد ترجیه میده بجای استفاده از آدم‌های متخصص و کار بلد در پروژه و کمک به اون‌ها برای رشد و توسعه بیشتر، افراد بی‌تجربه و از همه جا بی‌خبر رو پیدا کنه و برای انجام کارهای خودش تربیت کنه، و اون فرد بعد از یک مدت، وقتی بیشتر با بازار آشنا میشه و آدم‌های دورش بیشتر میشن میبینه که چه کلاهی سرش رفته و تو این همه سال هیچ رشدی نکرده.

رئیس بد همچنین تو هر فردی دنبال چیزی میگرده که بتونه در انجام کارهاش از اون استفاده کنه، این آدم معمولا هیچ کاری رو خودش انجام نمیده. یکی از راه‌های  تشخیص رئیس بد از یک آدم واقعا موفق اینه که اون‌هارو توی یک جزیره متروکه تنها رها کنیم، رئیس بد چون هیچ کس رو پیدا نمیکنه که ازش استفاده به زودی میمیره ولی آدم واقعا موفق در اون جزیره خالی هم راه زنده موندن رو پیدا میکنه.

این هفته در وب #۸ [ویژه وست‌ورلد]

خطر لو رفتن: اگر سریال وست‌ورلد رو ندیدین این پست ممکنه قسمت‌هایی از داستان رو براتون لو بده پس همین حالا این صفحه رو ببندین و برید سریال رو گیر بیارید و ببنید.

فصل اول سریال هفته‌ها پیش تموم شد ولی من تازه این هفته تمومش کردم، سریالی که بحث داغ این روزها یعنی روبات‌ها و هوش مصنوعی رو به دوره فیلم‌های وسترن و کابویی برده، سریال بازسازی یک فیلم با همین اسم هست که در سال ۱۹۷۳ ساخته شده.

چند قسمت اول سریال چیز زیادی براتون فاش نمیکنه و بیشتر به این میپردازه که آدم‌ها با پرداخت ۴۰ هزار دلار در روز و ورود به یک پارک رویایی دست به چه جنایت‌ها و وحشیگری‌هایی میزنن.

اما خط داستانی دیگه‌ای که تو سریال جریان داره مربوط به دست‌یابی به خودآگاهی هست، به نظر من هم از جهت میهمان‌ها که در سریال چرخش عجیب تبدیل شدن ویلیام به مرد سیاه پوش رو میبینیم، و هم از جهت میزبان‌ها که از ایده ذهن دو جایگاهی در فلسفه الهام گرفته و از طریق کدی که آرنولد در هسته میزبان‌ها قرار داده و بازی‌ هزارتویی که براشون طراحی کرده، ربات‌ها به هوشیاری و خودآگاهی دست پیدا میکنند. ایده ذهن دو جایگاهی در کتاب «خاستگاه آگاهی در فروپاشی ذهن دو جایگاهی» نوشته جولین جینز بیان شده.

اشاره‌های فلسفی زیادی در فیلم وجود داره که توضیحاتی در موردشون رو میتونید تو این ویدیو ببینید: راز فلسفی وست‌ورلد

بحث‌های زیادی در مورد وست‌ورلد جریان داره، از جایگاه خالق و مخلوق و بازی کردن نقش خدا، تا آگاهی و اخلاق که در متنی که در سایت ترجمان با عنوان سریال «وست‌ورلد»؛ دربارۀ خدا، آگاهی و اخلاق منتشر شده میتونید بیشتر در موردش بخونید.

همچنین سوژه قدیمی فیلم‌ها و سریال‌ها که به مسئولیت اخلاقی ما در قبال روبات‌ها میپردازه در این سریال مورد بحث قرار میگیره، در این مورد نوشته دیگری در ترجمان منتشر شده با عنوان ما در برابر روبات‌ها مسئولیت اخلاقیِ بیشتری داریم که پیشنهاد میکنم بخونید.

در آخر نمیشه به موسیقی زیبای سریال، ساخته‌ی رامین جوادی اشاره نکرد، پلی‌لیستی از موزیک‌های استفاده شده در سریال وست‌ورلد رو در اسپاتی‌فای گوش کنید.

این هفته در وب #۷

چالش سالانه مارک زاکربرگ، جارویس

مارک زاکربرگ هرسال برای خودش یه چالشی تعریف می‌کنه و ما هم میشینیم نگاه می‌کنیم که آخر سال نتیجه‌ش چی میشه، امسال هم تصمیم گرفته بود که خونش رو هوشمند کنه، و خب گویا این کار رو کرده و توی پستی توضیحات جالبی درباره روند استقرار این سیستم داده: ساخت جارویس

کاهش استرس با مدیریت زمان و کارها

حتما تا حالا بارها و بارها از خیلی‌ها شنیدین که با مدیریت زمان و نظم دهی به کارهاتون میتونید زندگی بهتر، همراه با آرامش بیشتر و به دور از استرس و اضطراب داشته باشن.

اما این نوشته از اون دست نصیحت‌ها نیست، من آدم خیلی درگیر و شلوغی نیستم، زندگی معمول و درگیری‌های معمولی که همه تو زندگیشون دارن رو دارم. اما آدم بسیار مضطربی هستم و کوچک‌ترین چیزها میتونن استرس زیادی بهم منتقل کنن، برای همین راه‌هایی برای خودم درست کردم که بتونم از بروز این ناملایمات و استرس‌ها جلوگیری کنم که در زیر توضیح دادمشون.

تقویم

تلاش برای به خاطر سپردن قرارها، تاریخ‌های خاص مثل روز تولد و غیره و زمان رویدادهای خاص مثل تاریخ و ساعت یک کنسرت یا تئاتر موضوع خیلی استرس‌زایی هست، برای حل این مشکل من از تقویم استفاده می‌کنم، قبلا از Sunrise استفاده می‌کردم که خب پروژه موقف شد و به پروژه آوت‌لوک مایکروسافت پیوست و حالا از تقویم گوگل استفاده میکنم، هرچند ظاهر زیاد جالبی بخصوص روی دسکتاپ نداره ولی یه مدت که باهاش کار کنید عادت می‌کنید.

اما باید خودتون رو به استفاده از تقویم عادت بدین، من هر رویدادی رو همون لحظه به تقویمم اضافه می‌کنم و متناسب با نوع رویداد براش هشدارهای یادآوری برای چند ساعت یا چند روز قبل تنظیم می‌کنم.

یادداشت

در طول روز ایده‌ها و مسائل زیادی به ذهنتون میرسه، در مورد پروژه‌هایی که روشون کار می‌کنید، ایده‌هایی برای نوشتن، سوالاتی که به ذهنتون میرسه، وسایلی که لازمه برای خونه بخرید و خیلی چیزهای دیگه. بجای اینکه تمام روز ذهنتون رو درگیر این موضوع کنید که نکنه این ایده‌ها رو فراموش کنید و یا تلاش کنید تا زمان انجام اون کار اون رو به خاطر بسپارین بهتره اون‌ها رو یادداشت کنید.

برای یادداشت‌برداری اپ‌های آنلاین زیادی هست مثل Evernote، گوگل کیپ یا اپ‌های یادداشتی که روی گوشی‌هاتون هست، که به شما این امکان رو میده که هرجا و روی هر وسیله‌ای به یادداشت‌هاتون دسترسی داشته باشین.

اما من شخصا به نوشتن با خودکار توی دفترچه علاقه‌ی بیشتری دارم، من برای کارهام یک دفترچه کوچیک دارم که تو جیب جا میشه و همیشه باهامه و چیزهایی که بیرون از خونه به ذهنم میرسه رو توش یادداشت می‌کنم، برای نوشتن مطالب بلندتر و ایده‌های وبلاگی و برنامه‌هایی که برای پروژه‌ها دارم هم از هر دفتر و کاغذی که دم دستم باشه استفاده می‌کنم.

از طرف دیگه نوشتن کمک میکنه تا موارد رو سریع‌تر به ذهن بسپارم برای همین نکاتی که تو کتاب‌ها یا کنفرانس‌ها یا جلسات میبینم رو توی دفترچه کوچیکم یادداشت می‌کنم، این کار هم باعث میشه همون لحظه اون نکات رو حفظ کنم هم هر موقع که نیاز داشتم برگردم و نگاهی بهشون بندازم.

دور ریختن

وسایل و مدارکی که بهشون نیازی ندارید دور بریزید، میز کارتون رو شلوغ نکنید، کتاب یا مجلات رو روی میز کارتون نگه ندارید اون‌هارو جای دیگه‌ای بذارید تا زمان‌هایی که کار نمیکنید بتونید بهشون رسیدگی کنید، یادداشت‌هایی که دیگه ازشون استفاده‌ای نمیشه روی میز یا اینباکس برنامه‌های یادداشتتون نگه ندارید، مدارک و جزواتی که دیگه کاربردی ندارن رو به آرشیو انتقال بدین یا دور بریزید.

تا جایی که ممکنه پشت میز کارتون غذا نخورید یا اگر این کار رو می‌کنید ظروف غذا رو مدت طولانی روی میز باقی نذارید.

دسترسی همیشگی به فایل‌ها

کار من به‌صورتی هست که بعضی‌اوقات توی خونه کار می‌کنم و بعضی مواقع توی شرکت، بنابراین لازم دارم که همیشه و همه‌جا به آخرین نسخه‌های فایل‌هام دسترسی داشته باشم. فرض کنید روز قبل تو خونه کار کردین و امروز که میرید شرکت یادتون بره آخرین تغییراتی که روی فایل‌هاتون دادین با خودتون بیارید، تمام روزتون از دست میره.

برای همین من فایل‌هایی که لازمه همه‌جا داشته باشم رو روی دراپ‌باکس ذخیره می‌کنم، سعی میکنم پروژه‌های کدنویسی رو روی سرور انجام بدم یا اگر امکانش مستقیم روی سرور نیست از گیت‌هاب یا مشابه‌هاش استفاده کنم.

چک نکردن مدام پیام‌های موبایل و ایمیل‌

چک کردن مدام و لحظه‌به‌لحظه پیام‌های گوشی موبایل و ایمیل میتونه استرس زیادی بهتون وارد کنه، بهتره این عادت رو در خودتون از بین ببرین و زمانی که مشغول کار هستین گوشیتون رو دور از دسترس بذارید یا صداشو قطع کنید، حتی اگر ایمیل‌های خیلی واجبی در روز دریافت نمی‌کنید هشدارهای ایمیل رو هم خاموش کنید.

مدیریت ایمیل

سعی کنید اینباکس ایمیلتون رو خالی نگه‌دارید، به ایمیل‌ها به‌موقع جواب بدین و از فیلترها و برچسب‌ها استفاده کنید تا ایمیل‌هاتون به‌طور خودکار دسته‌بندی بشن، برای هر دسته از ایمیل‌ها الویتی تعیین کنید تا بدونید که لازمه به هرکدوم کی رسیدگی بشه.

جمع‌بندی

این‌ها مواردی بود که من در زندگی روزمره‌ام ازشون استفاده می‌کنم تا استرس کمتری رو تحمل کنم، به طبع این کارها باعث میشه بتونید زمانتون رو بهتر مدیریت کنید و در انجام کارها موثرتر باشید.

هرکدام از روش‌های بالا یا هر روش دیگه‌ای برای مدیریت استرس و زمان باید در زندگی شما به‌صورت عادت در بیاد در غیر این صورت نتیجه‌ای نخواهید گرفت.

 

 

این هفته در وب #۶

چرا اخبار دروغ اینقدر تأثیرگذار هستند؟!

چرا اخبار دروغ اینقدر تأثیرگذار هستند

با سواد و بی‌سواد، وارد و ناوارد همه درگیر اطلاعاتی زیادی هستیم که روزانه از طریق شبکه‌های اجتماعی وارد مغز ما میشن، اما مشکل بزرگی که همه رو نگران کرده (البته نه همه بعضی‌هارو) اخبار دروغ و شایعه‌هایست که در قالب‌های بسیار شیک و پاورپذیر به خورد ما داده میشن و خیلی‌هامون بدون اینکه لحظه‌ای در موردش فکر کنیم اون‌هارو میپذیریم و خودمون هم به اشتراک میذاریم.

در روز ممکنه خیلی مطلب و مقاله بخونیم و فکر کنیم که خیلی دیدمون باز شده و به اطلاعات جدید و درستی دست پیدا کردیم، اما مشکل اینجاس که این شبکه‌ها فقط چیزهایی رو که ما دوست داریم به خورد ما میدن.

به لطف الگوریتم‌های هوشمند این شبکه‌ها دیگه تقریبا امکان نداره که شما به محتوایی بر بخورین که مورد علاقه شما نیست یا براتون جدید باشه، آهنگ و خواننده جدیدی پیدا کنید که تا حالا در اون سبک چیزی نشنیدین، نگاه متفاوتی در مورد یک موضوع رو پیدا کنید و یا نویسنده و کتابی رو کشف کنید که قبل از این فکرش رو نمیکردین.

به این میگن حباب اطلاعاتی که خودمون با همکاری شبکه‌های اجتماعی برای خودمون میسازیم و درونش اسیر میشیم، مطلبی بخونید از یک پزشک در این مورد با عنوان چرا اخبار دروغ اینقدر تأثیرگذار هستند؟!

هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و از اینجور داستانا!

هوش مصنوعی و یادگیری ماشین

احتمالا با یک سری نوشته خوب در مورد یادگیری ماشین و هوش مصنوعی روبرو هستیم در وبلاگ آرش خوئینی، اولین مطلب از این سری مطالب رو بخونید با عنوان هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و از اینجور داستانا! (بخش اول)

دراب مخدوش

شب گذشته کتاب “دراب مخدوش محسن نامجو” رو تموم کردم، پیشنهاد میکنم کتاب رو تهیه کنید و بخونید، اگر از طرفداران محسن نامجو هستید حظ مضاعفی خواهید برد.

نامجو در این کتاب که در عنوانش اومده کتابی برای بیست ساله‌ها دست‌نوشته‌هایی از دوران بیست سالگیش رو منتشر کرده. در مقدمه کتاب اومده:

دراب یکی از درس‌های اولیه تکنیک تار و سه‌تار است. در واقع ساده‌ترین تکنیکی که در جلسات دوم یا سوم کلاس درس داده میشود و معمولا بی‌انگیزه‌ترین و کم‌استعدادترین شاگردان هم، آن را در کوتاه‌ترین مدت فرا میگیرند و به قول استادان، مخدوش و کثیف نمی‌نوازند. آن کس که حتی دراب را هم مخدوش میزند…

اما در یادداشت پایانی کتاب که نامجو حالا در ۴۰ سالگی نوشته، اشاره میکنه به دردی که بسیاری از ما انقلاب‌زده‌ها، آدم‌هایی که به نوعی قبل، حین و بعد از انقلاب با این واقعه درگیر بودیم دچارش هستیم. روبرویی با جهانی خالی از هیجان و ذوق، فقدان احساساتی مثل ذوق و هیجان و اشتیاق که گاه از آن به پختگی یاد میشود.

پختگی‌ای که خود فرزند تسلیم بود.

این دوران انسان‌هایی ساخت که بزرگترین اتفاقات زندگیشون براشون هیچ هیجانی به همراه نداشت، از دست یافتن به هیچ موفقیتی ذوق‌زده نمیشدند، بی‌تفاوتی به همه چیز که گاه گاه از آن تفاسیری میشود مانند پختگی یا افاده و تکبر و غرور.

این پختگی اجباری بوده است. تو به جوایز روزگار بی‌اهمیت میشوی چون جایزه‌ای برایت وجود ندارد.

اما قصدم از این نوشته ناله و زاری از روزگار نیست و برعکس خوشحالم که از نظر خودم در این دسته آدم‌ها قرار میگیرم. وقتی به آدم‌های دورم نگاه میکنم که همین خصوصیات رو دارند و میبینم که از نظر من این نسل چه آدم‌های موفقی بجا گذاشته. موفقیتی که اینجا ازش صحبت میکنم حساب‌های بانکی فربه و ماشین و خونه و ویلا نیست، بلکه وقتی به کارنامه این آدم‌ها نگاه میکنی، کارهایی رو میبینی که به نظر تکرار نشدنی میاد.

اما دلیل این موفقیت همان شرایط است که به تو یاد میدهد:

قبل از هیجان محکم باشی، تا باد ناملایم کمتر تکانت دهد.

شرایطی که آدم‌هایی ساخت که به خود غره نشوند و از بیماری اعتماد به نفس کاذب رنج نبرند زیرا:

بسیار کم خطر خواهد بود اگر این شکست و تحلیل رفتن را در همان سال‌ها تجربه کنی. اگر روزگار پیش از آنکه پس یقه‌ات را بگیرد و بلندت کند و کمکت کند به نشستن و نفس راحت‌تر کشیدن، بارها و بارها پوز و دهان‌ات را خاک‌مال کرده باشد، آنچه برای همیشه از دست میدهی، خوش‌بینی و هیجان است و ذوق فتح و آنچه به دست می‌آوری، نیروی عظیم بازدارنده‌ای است که مانع از جوگیر شدن و گمراهی‌ات میشود. یا لااقل احتمال آن را کاهش میدهد.

و بد به حال کسانی که به هر ترتیبی از ابتدا تمام مسیرها برایشان هموار بوده و بی تعلل به تمام خواسته‌های خود رسیده‌اند.

چون که شکی ندارد،که هیچ راهی را به خطا نرفته و هیچ درابی را مخدوش ننواخته است.

این هفته در وب #۵

وبسایت سال

website of the year 2016

فینالیست‌های بهترین وبسایت سال ۲۰۱۶ به انتخاب سایت CSS Design Awards معرفی شدن.

قسمتی از طراحی که دیده نمیشود مهمتر است

Your Best Work Will Be Invisible

این مقاله که با عنوان اصلی  Your Best Work Will Be Invisible منشر شده به اهمیت کارهایی که در پس‌زمینه یک طراحی انجام میگیره  اشاره میکنه. کارفرماها همیشه از شما یک طرح زیبا و چشمگیر میخوان و براشون مهم نیست که کاربر چقدر با این طرح ارتباط برقرار میکنه. تحقیقاتی که در زمینه موضوع طراحی انجام میدین، طرح‌هایی که میزنید، ساعت‌هایی که صرف طراحی یک قسمت کوچیک از یک کالا میکنید، راه‌حل‌هایی که برای حل یک مشکل پیدا میکنید و تصمیم‌گیری برای انتخاب بین این راه‌حل‌ها، تمام مراحلی هستند که ممکن است در نتیجه کار شما نمود بصری پیدا نکنن ولی مطمئنا به تاثیرگذاری و ارتباط میان کار شما با کاربر کمک میکنند.

طراحی نامرئی

Dieter Rams

مقاله بعدی عنوانی شبیه مقاله قبل داره The Myth of Invisible Design اما به موضوع متفاوتی اشاره میکنه. مسئله‌ای که همیشه در مورد محصولات اپل مطرح میشه، طراحی خوب طراحی‌ای است که کاربر متوجه اون نباشه (یا یه همچین چیزایی!). مقاله در مورد چیزی صحبت میکنه به عنوان حضور یا وجود کالا، کالایی که فقط وجود داره ولی شما نمیدونید که به چه درد میخوره، و کالایی که حضور داره، ممکنه خیلی ساده باشی ولی کاملا کاربردی.

این هفته در وب #۴

مدیر باشید اما ریاست نکنید!

مدیر باشید اما ریاست نکنید

مدتی بود که قصد نوشتن مطلبی با موضوع مدیران ایرانی، شخصیت و خصوصیاتشون داشتم، علیرضا پورعابدین مطلبی نوشته با عنوان مدیر باشید اما ریاست نکنید! که اکثر دغدغه‌های من رو توش آورده پیشنهاد میکنم بخونیدش.

کلاس‌های رایگان برنامه‌نویسی و توسعه وب

Rithm School Free Courses

Rithm School سری کلاس‌های رایگان آموزش‌ برنامه‌نویسی و توسعه وب درست کرده و روی سایتش قرار داده.

این هفته در وب #۳

سبک‌تر – قصه‌ها و تجربیات چندتا دختر عاشق سفر

سبک‌تر

سایت خوب سبک‌تر رو این هفته پیدا کردم که توش چندتا دختر جوون در مورد تجریبات سفرهاشون مینویسن و میتونید قصه‌های جالبی از سفرهایی که این دخترها رفتن و تجربیاتی که داشتن از هیچ‌هایک و تور اروپا گردی و سفرهای داخلی و غیره توش بخونید و ازش استفاده کنید.

ویدیو آموزش برنامه‌نویسی

Daniel Shiffman Coding Rainbow

آقای دنیل شیفمن پروژه یا برنامه یا موسسه‌ای داره به اسم Coding Rainbow، در واقع یه کانال یوتیوب داره که توش برنامه‌نویسی یاد میده، شخصیت و حرکات جالبی که این آقا میکنه ویدیوها رو از حالت حوصله سر بر خارج میکنه و چیزی که یاد میده بیشتر تو حوزه برنامه‌های جاوا اسکریپتی و Nodejs هست. از تو ویدیوهاش میتونید چیزای خوبی یاد بگیرید.

کدنویسی زنده روی یوتیوب

Treehouse LiveCoding

با ویدیو ادامه میدیم، دیدن کار کردن و کد زدن بقیه همیشه برام لذت‌بخش بوده و اصلا یکی از راه‌هایی که من باهاش کد زدن یاد گرفتم دیدن کار کردن بقیه و تقلید از اونا بوده، اینجوری خیلی چیزای مختلفی رو یکجا یاد میگیرید، برنامه‌هایی که استفاده میکنن، محیط کارشون رو چطور آماده میکنن و چه استایلی کد مینویسن و خیلی چیزای جذاب دیگه. Treehouse هم یک برنامه‌ای رو یوتیوب داره که گویا هر هفته یه آقایی میاد میشینه پشت دوربین و شروع میکنه یه ایده‌ای رو از اول پیاده کردن، به نحوی هم فاله هم تماشا. نگاه کنید به ویدیوهای Treehouse LiveCoding رو یوتیوب.

ژاپن چطور کودکان خود را برای زندگی مستقل آماده میسازد

ژاپن چطور کودکان خود را برای زندگی مستقل آماده میسازد

و در آخر متنی بخونید که توش داستانی تعریف میشه که میگه کودکان در ژاپن چگونه بزرگ میشن و در این مسیر برای یک زندگی مستقل آماده میشن.

ژاپن چطور کودکان خود را برای زندگی مستقل آماده میسازد

این هفته در وب #۲

افسردگی به مثابه سیاه‌چاله

Stephen Hawking’s Beautiful Message For Anyone With Depression

اخیرا استیون هاوکینگ تو یه سخنرانی افسردگی رو به سیاه‌چاله‌ها شباهت داده و گفته بر خلاف چیزی که اوایل فرض میشد سیاه‌چاله‌ها یک زندان ابدی نیستن و چیزها میتونن ازش خارج بشن یا به یه دنیای دیگه راه پیدا کنن، پس اگر شما هم احساس میکنید که تو یه سیاه‌چاله گیر کردین نا امید نشید، همیشه راهی برای خروج وجود داره.

پیام زیبای استیون هاوگینک به تمام کسانی که دچار افسردگی هستند

پروژه‌های جانبی، شوخی را جدی بگیرید

Tobias van Schneider

ایده پروژه‌های جانبی چیزی بوده که همیشه بهشون علاقه داشتم و به نظرم خیلی واقعی‌تر از ایده استارت‌آپ هستند، پروژه‌های کوچیکی که تو وقت اضافه‌تون راه میندازید و ممکنه به چیزی تبدیل بشه که هیچ وقت انتظارش رو نداشتین. پروژه یک پادکست هفتگی ممکنه تبدیل بشه به یه برنامه رادیویی تو یکی از رادیوهای سراسری کشور، یک دوره آموزشی کوچیک که تو خونه با وب‌کم ضبط کردین ممکنه تمام درآمد تحصیلتون رو دربیاره و خیلی نمونه‌های دیگه.

توبیاس ون اشنایدر از طراحان اسپاتی‌فای در این مصاحبه که در سال ۲۰۱۴ انجام داده در مورد اینکه چجوری پروژه‌های جانبی رو شروع کنیم و پیش ببریم صحبت میکنه.

بخونید: Why Side Projects Should be Stupid

طراح خوب کپی میکنه، طراح عالی میدزده

طراحی خوب کپی میکنه، طراح عالی میدزده

این جمله منتسب به پیکاسو هست که میگه

Good artists copy. Great artists steal.

بحث سر اینه که توانایی طراحی یک نعمت خدادادی و انتسابی نیست و با تمرین و کار میشه یک طراح خوب بود بنابراین میتونیم توانایی و استعداد طراحی رو اکتسابی به حساب بیاریم. در مطلبی که با عنوان “The Art of Stealing: How to Become a Master Designer” در مدیوم منتشر شده این بحث مطرح میشه و گفته میشه که نباید به طراحی به چشم یک توانایی خارق‌العاده و دست‌نیافتنی نگاه کرد، طراحی از کپی کردن کارهای دیگران شروع میشه و به مرور شما سبک خودتون رو بدست میارید و تاثیر خودتون رو توی کار میذارید.

نکته مهمی که تو این متن بهش اشاره میشه و از نظر من خیلی مهمه اینه که یک طراح خوب طرح رو از بنیان اختراع نمیکنه، همه ما کارهای خوب دیگران رو میبینیم و قسمت‌هایی که به دردمون میخوره رو کپی میکنیم و نکته اینجاس که اون ایده و طرح رو بدرستی درون طرح خودمون جا بدیم و ازش استفاده کنیم. پس کپی کردن در طراحی یک تابو نیست.

طراحی مجدد: آیکون‌ها مهم‌اند

Redesigning the Spotify Icon Suite

خب من به بحث ری‌دیزاین یا طراحی مجدد علاقه دارم، هفته پیش پست مربوط به طراحی مجدد اوبر رو داشتیم این هفته طراحی مجدد اپ اوبر و پروسه طراحی ۶۰۰ آیکون اسپاتی‌فای که چهار ماه طول کشیده.

همچنین IFTTT این هفته مجددن طراحی شد و اسکچ هم طراحی آیکون‌هاشو تغییر داد.

رزومه‌های حرفه‌ای درست کنید

Let's talk about design portfolios

البته که تو ایران زیاد کاربردی نداره ولی ضرری نداره که حرفه‌ای باشید، وقتی دارید یک رزومه درست میکنید شرح بدید که مشکل چی بوده و راه‌حل شما برای حل اون مشکل چی بوده، مختصر توضیح بدین هیچ مدیر و آدمی وقت نمیذاره رزومه ۱۰ صفحه‌ای شمارو بخونه، صادق باشید، همه ما کارهایی انجام دادیم که بعدا متوجه شدیم اشتباه بودن، بگید که چه کارهایی رو اشتباه انجام دادید و چی یاد گرفتین از این اشتباه.

این خلاصه‌ای بود از پستی توی مدیوم که توش راه‌های درست کردن یک رزومه خوب شرح داده شده با عنوان: Let’s talk about design portfolios